تبليغاتX
محروقین

































محروقین

"یا زهرا"

امام صادق عليه السلام فرمودند:

مكه سخن گفت به كرامت هاى خداوند تفاخر نمود و گفت : كيست مانند من و حال آنكه خانه خدا روى من بنا شده و مردم از اطراف به جانب من مى آيند، چون مكّه تفاخر نمود وحى شد، كه اى مكّه بجاى خود باش ، نيست فضل خانه كه سبب فضل تو است در جنب فضل كربلا، مگر به مانند سوزنى كه در دريا فرو برند، پس چه اندازه آب از دريا برميدارد،
و اگر خاك كربلا نبود تو را فضيلت نميدادم ، و اگر آن شخص (امام حسين عليه السلام ) كه در آنجا مدفون است نبود نه تو را و نه خانه را خلق مى كردم پس بجاى خود باش و تواضع و خشوع نما، و تكبّر مكن بر كربلا و الّا تو را به جهنّم خواهم انداخت . (1)

 

متن عربی این حدیث :عن الصّادق عليه السلام انّ ارض الكعبة قال مَن مِثلى و قد بنى بيت اللّه على ظهرى ياتينى النّاس من كل فجّ عميق و جعلت حرم اللّه و امنه ، فاوحى اللّه اليها كفّى و قرّى ما فضل ما فضّلت به فيها اعطيت ارض كربلا الّا بمنزلة الّا برّة غمت فى البحر فحملت من مأ البحر و لولا تربة الحسين عليه السلام ما فضّلتك و لولا ما ضمّنة كربلا لما خلقتك و لا خلقت الذّى افتخرت به فقرىّ و استقرّى و كونى دنيا متواضعا ذليلا مهيمنا غير مستنكف و لا مستكبر لارض كربلا والّا مسخنده و هويت بك فى نار جهنّم .


  

و قال على بن الحسين عليه السلام اتّخذ اللّه ارض كربلا حرما قبل ان يتّخذ مكّة حرما باربعة عشرين الف عام و انّها تزهر لاهل الجنّة كالكوكب الدّرى (2)

امام سجّاد عليه السلام فرمودند:

خداوند زمين كربلا را حرم قرار داد 24 هزار سال قبل از آنكه مكّه را حرم قرار دهد، و آن زمين ميدرخشد براى مردم بهشت مانند ستاره درخشان .
و عن ابى جعفر عليه السلام قال خلق اللّه كربلا قبل ان يخلق الكعبة باربعة عشرين الف عامٍ و قدّسها و بارك عليها فما زالت قبل ان يخلق اللّه الخلق مقدّسة و مباركة و لاتزال كذلك و جعلها اللّه افضل الارض فى الجنّة .
و امام باقر عليه السلام مى فرمايد: خداوند كربلا را خلق كرد 24 هزار سال قبل از آنكه كعبه را خلق نمايد و آن زمين را مقدس نمود و بركت داد و قبل از آن خلق ننموده بود مقدّسى و مباركى مانند آن زمين و خداوند زمين كربلا را در بهشت افضل زمينها قرار داده است .(3)

 

پی نوشتها :
1- خصائص الحسينيه ص 327.
2- بحار الانوار ج 10 - تحفة الزّائر
3- كشكول النور ج 1 ص 14


نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 18:27 توسط مصطفی| |

در طول تاريخ انسانهايى بوده و هستند كه پس از مرگشان ، زندگى و حياتشان ادامه پيدا كرده و با مرگ بدنشان ، وجودشان و شخصيت و انديشه‏شان ادامه يافته است . مردان خدا و شخصيتهاى الهى، همانگونه كه در زمان حيات خويش استوانه دين و محور انسانيت و پشتوانه حق و عدالت هستند ، در زمان پس از مرگ نيز آرامگاه و زيارتگاهشان پشتوانه حق و عدالت و فضيلت است . و در اين ميان ، زيارت مشهد حسينى از ويژگيهاى برجسته‏اى برخوردار است . آنانكه توفيق پيدا مى كنند و به زيارت مرقد مطهرش مشرف مى شوند ، روى به آستان امام حسين (ع) آورده و به جانب اين مدرسه عشق و فضيلت و دانشگاه كمال و تربيت مى‏گرايند . اينگونه تربيت اجتماعى و يك چنين موسسه تهذيب اخلاق و ادب ، براى هيچ ملتى از ملل گيتى ميسر و مقدورنيست . 

 

البته ملحدين و معاندين و مخالفين مكتب تشيع به خيال خود شبهات و اشكالهاى مى كنند و مى گويند: «زيارت قبور، بت پرستى است ؟!» در حالى كه هر كس كه به زيارت قبور ائمه (ع) مى رود هرگز به عنوان «بت» آنها را زيارت نمى‏كند . چه كسى است كه حسين بن على (ع) را خدا بداند؟!! شيعه، امام را مقرب درگاه خدا مى‏داند و با توسل به او قربى به خدا پيدا مى كند، همانطور كه خودش در قرآن مجيد فرمود:«به سوى او وسيله بگيريد» (1) امام را وسيله الهى مى‏داند. زيرا توسل و شفاعت، بعدى از ابعاد زيارت است كه زائر از اين طريق خود را به درگاه الهى نزديك مى‏كند، و پيشوايان ما وعده فرموده‏اند كه از زائران خود دستگيرى كنند.

 

  امام رضا (ع) مى فرمايد: «هر امامى بر گردن دوستان و پيروانش عهد و پيمانى دارد و وفاى به اين عهد، بإ؛،،ّّ زيارت قبر آنان ممكن مى‏باشد . و كسى كه به شوق زيارت آنها و با تصديق به فضيلت آنها به سوى قبور آنها برود مورد شفاعت ائمه در قيامت قرار مى‏گيرد.

پس هر زائرى بايد بكوشد تا از اين شفاخانه فيض، استشفاى دردهاى درونى و امراض قلبى و اندرونى خود را خواسته، خواستار آن شود كه صفاى دل و دوستى خاطر و پاكيزگى روح و قداست روان و سلامت تن ، از خدمت آفريدگار جهان به وى عطا گردد ، تا اينكه هم ظاهر او به جمال و كمال آراسته شود و هم باطن وى از آلودگى‏ها پاك و مصفا گردد.

  هر زائرى كه با معرفت و شناخت مقام صاحب اين مرقد و اهداف او به زيارت برود، از صاحب قبر الهام مى‏گيرد و اصول و تعاليم مكتب را به ياد مى‏آورد ، و هر زيارت و سلام او سرشار از اين آموزشها و الهام‏ها است.

  از طرفى زيارتنامه‏هاى وارده، و خواندن هر كدام از آنها، خواننده و زائر را به دقت و تفكر واداشته ، متذكر تاريخ و احوال انبيا و اولياى معصوم مى‏گرداند. تأمل در زيارت عاشورا و ديگر زيارات ، اين مطلب را به خوبى روشن مى سازد كه امامان به اين وسيله در صدد ساختن انسانهاى مؤمن و متعهد بوده‏اند ، لذا به آنها تعليم داده‏اند كه در زيارت امام حسين (ع) از خداوند بخواهند كه زندگى و مرگشان را «حسين گونه» قرار دهد، و آنها را در دينا و آخرت همراه آن حضرت بدارد: «اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد ، و مماتى ممات محمد و آل محمد ... و ان يجعلنى معحكم فى الدنيا و الاخرة».

به اميد به اينكه خداوند متعال توفيق زيارت حضرتش را در دنيا و شفاعتش را در روز قيامت نصيب ما گرداند، به آثار و بركاتى كه زيارت سيدالشهدا (ع) به دنبال دارد مى‏پردازيم:  

1- آرامش بخشيدن به زائر

قبل از آنكه به آثار و بركاتى كه برگرفته از روايات اسلامى است اشاره كنيم ، اين نكته لازم به ذكر است كه زيارت مرقد شريف امام حسين (ع) مانند ساير ائمه ، به مردمان و زيارت كنندگانش ، نوعى آرامش و اطمينان مى‏بخشد . در اين عصر كه انسان را موجودى مضطرب مى نامند، و پيوسته دست به گريبان با پديده‏هايى چون ترديد، ناكامى، تشويش، ترس و ناسازگارى با محيط و زندگى ماشينى و محروميت و جنگ و حتى كنار نيامدن خود است، و هر روز شاهد كاهشها و فرسايشها است و نمى تواند از اضطراب در امان بماند ، اين زيارت مرقد مردان خدا و پيشوايان دين است كه به انسان آرامش خاطر مى دهد.

در زيارت يك نوع كشش و نياز الزام آورى انسان را وا مى‏دارد كه فشارها و فريادهاى درونى را از راهى خارج كند . زائر آن مرقد شريف در پرتو دعا و گفتگو با پاكان و استمداد از ارواح پاك مقربان درگاه الهى، نيرو گرفته و نابسامانيها را با توسل بدانها برخود هموار مى سازند ، و خستگى‏ها و فشارهاى وارد بر روان ، و نيز اضطرابها و يأسها را از خودمى زدايند و به آرامش و اطمينانى براى ادامه زندگى دست مى‏يابند.

 

2- در امان خدا بودن

به امام صادق (ع) عرض كردند: كمترين اثرى كه براى زائر قبر امام حسين (ع) چيست؟ فرمود: «كمترين تأثيرش اين است كه خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى كند تا به سوى اهل خويش برگردد ،و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(2)

 

3- زائر خدا محسوب شدن

زيد بن شحام گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم : براى زائر قبر امام حسين (ع) چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند كسى است كه خدا را در عرش ديدار نموده باشد». گفتم: براى كسى كه يكى از شما را زيارت كند چه مى‏باشد؟ فرمود:

«همانند كسى است كه رسول خدا (ص) را زيارت نموده است » . (3)

 

4- برآورده شدن حاجات و دفع پريشانى

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمى‏آيد مگر آنكه خداوند از او دفع پريشانى نمايد و حاجتش را برآورد» . (4)

و نيز به ابوصباح كنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است كه هيچ فرد پريشانى نزد آن نمى‏رود مگر آنكه خداوند از او پريشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نمايد، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند كه از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قيامت بر او مى‏گريند. هر كس او را زيارت كند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏كنند، و هر كه مريض شود به عيادتش مى‏روند، و هر كه بميرد جنازه‏اش را تشييع مى‏كنند». (5)

 

5- زيادتى در عمر و رزق

امام باقر (ع) فرموده است : «شيعيان ما را به زيارت قبر حسين (ع) امر كنيد ، زيرا زيارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلايا و ناگواريها مى‏شود » . (6)

 

6- آمرزش گناهان

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس حسين (ع) را زيارت كند در حاليكه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد». (7)

و جابر جعفى در ضمن يك حديث طولانى از امام صادق (ع) روايت كرده است كه فرمود: «چون از نزد قبر حسين (ع) بازگشتى ، ندا كننده‏اى تو را ندا مى‏دهد كه اگر آن را مى‏شنيدى ، تمام عمر را نزد قبر شريف حسين (ع) اقامت مى‏گزيدى. آن منادى گويد:خوشا به حال تو اى بنده خدا كه سود فراوان بردى و به سلامت (در دين ) دست يافتى. عمل از سربگير كه گناهان گذشته‏ات آمورزيده شد» . (8)

 

7- محسوب نشدن ايام زيارت از عمر زائر

امام صادق (ع) فرمود: «همانا ايام زيارت زائران حسين بن على (ع) از عمرشان محسوب نگشته و جزء حياتشان به شمار مى‏آيد» . (9)

 

8- حفاظت زائر در دنيا و آخرت

عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض كرد: فدايت شوم، كمترين نصيبى كه زائر امام حسين (ع) دارد، چيست ؟ فرمود: «اى عبد الله، كمترين چيزى كه براى او مى‏باشد، اين است كه خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى كند تا وى را به سوى خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قيامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد» . (10)

 

9- عنايت و توجه سيدالشهدا (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «حسين در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى كند . او نگاه مى كند كه چه كسى براى آن حضرت گريه مى كند، پس براى او طلب آمرزش كرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا كرده و طلب آمرزش و مغفرت نمايند. سپس امام (حسين) مى فرمايد: اگر زائر من مى‏دانست كه خدا چه چيزى براى او عطا مى فرمايد شادى او بيشتر از جزع و بى‏تابى وى مى‏گرديد» . (11)

و امام حسين (ع) فرمود: «هر كس مرا در زندگانيش زيارت كند، پس از مرگش بازديدش خواهم كرد» . (12)

 

10- خير و بركت زياد

امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند كه چقدر خير و بركت در زيارت امام حسين (ع) وجود دارد ، براى زيارت كردنش با يكديگر مقاتله مى‏كردند، و هر آينه اموالشان را براى رفتن به زيارتش مى‏فروختند» (13)

و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند كه زيارت قبر شريف حسين (ع) چه مقدار فضيلت و بركت دارد، از شوق زيارت جان مى سپردند و نفسهايشان از شدت حسرت بند مى‏آمد» (14).

 

11- برابرى زيارت قبر حسين (ع) با حج

عبدالله بن عبيد انبارى گويد: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدايت شوم ، همه ساله وسايل تشرف به حج برايم فراهم نمى‏شود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برايت فراهم نگشت ، به زيارت قبر حسين (ع) برو، كه يك حج برايت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسايل مهيا نشد ، عزم زيارت قبر حسين (ع) نما، كه يك عمره برايت منظور مى شود»(15)

 

12- نام زائر در اعلى عليين ثبت مى‏شود

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس به زيارت قبر حسين (ع) برود در حالى كه عارف به حق او باشد، خداوند نام او را در اعلى عليين مى‏نويسد» . (16)

 

13- غرق شدن در رحمت الهى

از امام صادق (ع) پرسيدند: ثواب كسى كه قبر امام حسين (ع) را زيارت كند، در حالى كه كبر و غرور نداشته باشد چيست ؟ فرمود: «برايش هزار عمره و حج مقبول نوشته مى شود . اگر شقى باشد، سعيد نوشته مى‏گردد، و پيوسته در رحمت الهى غوطه‏ور خواهد بود» . (17)

 

14- دعاى معصومين براى زائر

معاوية بن وهب از امام صادق (ع) نقل نموده كه فرمود: «اى معاويه، زيارت قبر حسين (ع) را از روى ترس وامگذار ، زيرا هر كه آن را ترك كند ، چنان دچار حسرت مى‏شود كه آرزو نمايد قبرش نزد او باشد . آيا دوست ندارى كه خداوند تو را در زمره كسانى به حساب آورد كه رسول خدا (ص) و على و فاطمه و امامان معصوم (ع) برايش دعا مى‏كنند؟» (18)

و نيز فرمود: «همانا فاطمه (س) دختر محمد (ص) نزد زائران قبر فرزندش حسين (ع) حضور يافته و براى گناهانشان طلب آمرزش مى‏كند». (19)

 

15- تجلى خدا

امام صادق (ع) فرمود: «به درستى كه خداى تبارك و تعالى، قبل از اهل عرفات ، براى زائران قبر حسين (ع) تجلى مى نمايد، حوايج آنان را بر آورده مى‏كند ، گناهانشان را آمرزيده و درخواستهايشان را به اجابت مقرون مى‏سازد ، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نيز اينگونه عمل مى‏كند». (20)

 

16- سعادت

امام صادق (ع) به عبدالملك خثعمى فرمود: «زيارت حسين بن على (ع) را ترك مكن و دوستانت را نيز به آن فرمان بده، تا خداوند بر عمرت افزوده و روزيت را زياد گرداند. خداوند سبحان زندگانى تو را در سعادت قرار خواهد داد، و نمى‏ميرى مگر سعادتمند ، و تو را در سلك سعادتمندان خواهند نوشت » . (21)

 

17- تأثير زيارت در روز عاشورا

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس قبر حسين را در روز عاشورا زيارت كند ، همانند كسى است كه در برابر او به خون خود غلطيده باشد» .(22)

 

18- قرار گرفتن در جوار پيامبر و على و فاطمه (ع)

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس مى‏خواهد در جوار پيامبر (ص) و على و فاطمه (ع) باشد، نبايد زيارت حسين بن على (ع) را ترك كند» (23).

 

19- تأثير زيارت در روز قيامت

امام صادق (ع) فرمود: «هيچ كس در روز قيامت نيست مگر آنكه آرزو مى‏كند كه اى كاش از زائرين امام حسين (ع) مى‏بود زيرا مشاهده مى‏نمايد كه با زائران حسين (ع) به واسطه مقامى كه در نزد پروردگار دارند، چگونه عمل مى‏شود» . (24)

و نيز فرمود: «هر كس دوست دارد در روز قيامت بر سر سفره‏هايى از نور بنشيند پس بايد از زائرين حسين بن على (ع) باشد» .(25)

و زرارة بن اعين گويد: «امام صادق (ع) فرمود: «زائرين حسين يك برترى نسبت به ساير مردم دارند» پرسيدم : برتريشان چيست ؟ فرمود: «چهل سال قبل از مردم وارد بهشت مى‏شوند در حالى كه ديگران هنوز در حال حساب هستند» . (26)

 

20- رهايى از شدايد قيامت

رسول گرامى اسلام (ص) فرمود: «من تعهد مى‏كنم كه در روز قيامت هنگامه رستاخيز ، ضمن ملاقات با زائر حسين (ع)، دستش را بگيرم و از مراحل هول‏انگيز و سختيهاى قيامت نجاتش بخشيده و او را به بهشت وارد كنم».(27)

 

21- نجات از آتش جهنم

امام صادق (ع) فرمود: «هر كس قبر حسين (ع) را به خاطر خداوند و در راه خدا زيارت نمايد، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد مى‏سازد، و روز ترس بزرگ (قيامت) او را ايمن مى‏دارد . از خداوند نيز هيچ حاجتى از حوائج دنيا و آخرت را طلب نمى‏كند مگر آنكه به او عطا مى‏نمايد» (28).

اين آثار و آثار ديگرى كه به خاطر اجتناب از طولانى شدن مطلب ذكر نكرديم ، همگى به بركت وجود حضرت سيدالشهدا (ع) است كه اميدوارم هر چه زودتر توفيق زيارت مرقد مطهرش نصيب تمام عاشقان گردد.

 

پى نوشتها:

1.       سورهء مائده , آيهء 39

2.       ثواب الاعمال شيخ صدوق , ص 116

3.       منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 281

4.       منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 337

5.       همان مأخذ.

6.       همان مأخذ , ص 289

7.       كافى , مرحوم كلينى , ج 4 ص 582

8.       منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 295

9.       وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 322

10.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 247

11.   امالى شيخ طوسى , ص 55

12.   بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 101 ص 16

13.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 87

14.   سفينة البحار, محدث قمى , ج 1 ص 565

15.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 306

16.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 324

17.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 328

18.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 199

19.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 204

20.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 346

21.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 292

22.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 331

23.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 230

24.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 330

25.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 331

26.   بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 235

27.   منتخب كامل الزيارات , ابن قولويه , ص 278

28.   وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 324


نوشته شده در شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 18:25 توسط مصطفی| |

امام علي ‌بن موسي‌الرضا عليه‌السلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام مي‌باشند.ايشان در سن 35 سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختي‌ها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.

مرغ دلم شور و نوا می کند
ذکر علی بن رضا می کند
می پرد و می رود از سینه ام
آه که عشق تو چها می کند

*********
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی ؟
بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی ؟
گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی ؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی


نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 17:6 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند

رد دو دست ابالفضل روی آب بماند

 

حسن شدی که سوال غریب کیست درعالم

میان کوچه وگودال بی جواب بماند

 

حسین نیز غریب است اگرشبیه برادر

ولی بناست بقیع حسن خراب بماند

 

کمی زغصه ی تورخنه کرده است به بیرون

تفاوت زن چون "جعده" و "رباب" بماند

 

به احترام حسینی که سه روز ماند به گودال

بناست قبر شریفت زیر آفتاب بماند


مهدی رحیمی




تشنه ام تشنه ز پا تا سر من می سوزد
کار زهر است که بال و پر من می سوزد

بس که در سینه ی خود شعله ی ماتم دارم
از دم و بازدمم بستر من می سوزد

باز هم روی لبم قصه ی مادر گل کرد
باز هم در نظرم مادر من می سوزد

بر لبم روضه ی «لایوم کیوم العاشور»
عالم از زمزمه ی آخر من می سوزد

چشم وا کردم و دیدم که به صحرای غمی
خیمه هایی است که دور و بر من می سوزد

دختری می دود و روی لبش این آواست:
عمه دریاب مرا معجر من می سوزد

حجله ای زیر سم اسب بنا شد دیدم
با تن له شده نیلوفر من می سوزد

در سراشیبی گودال در آغوش حسین
تن بی دست گل پرپر من می سوزد

آخرین زمزمه از تشنه ی گودال آمد:
قطره ای آب -خدا- حنجر من می سوزد

آن طرف غارت پیراهن و خُود و نعلین
این طرف لطمه زنان خواهر من می سوزد


***مسلم بشیری نیا***


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:54 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

فدای غربتت یا امام حسن المجتبی(ع)

 

آرزوی زینبه با هزار غم و محن

که تو روز تشییع بشه بدن امام حسن

ای خدا تو مدینه غصه بی اندازه شد

بین اشک و آه بدن تشییع جنازه شد

عده ای مغیره خو تا که از راه اومدند

به جا آوردن گل، بدن رو با تیر زدن

از کفن خون می چکید قاسمش نگاه  می کرد

با چشمای پر ز خون عمو رو نگاه می کرد

جای شکرش باقیه زینب علی ندید

همه ماجرا رو گوشه خونه شنید

اما توی کربلا هر چی که شنیده بود

دید میون قتلگاه هر چی که ندیده بود

یکی با خنجر کین یکی شمشیر می زنه

یکی با نیزه و سنگ یکی با تیر می زنه


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:52 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

یارسول الله یارحمة للعالمین(ص)

دهه آخر صفر:

آغاز فراق رسول الله،

                     آغاز هتک حرمت آل الله،

                 آغاز غصب حق ولی الله،

                                                                    آغاز جسارت به حرم الله

بر تو ای عزیز زهرا(س)،

                             ذخیره ی الهی یا بقیة الله(عج)

                                                   و یگانه پرچم دار راهت امام خامنه ای

تسلیت باد.

تو در تمامي امکان، چو جان درون تني

نکوتري ز کلام و فراتر از سخني 

اگر تمام نکويان شوند پروانه

تو در تجمّع آنان، چراغ انجمني 

جنان به باغ گلي ماند و تو صاحب باغ

جهان چو يک چمن است و تو سرو آن چمني 

به «قُل اَنَا بشرٌ مثلکم» شدي توصيف

مباد اينکه بگويند حيّ ذوالمنني 

"تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد"

که جان جان جهاني و در لباس تني 

رواست تا همه ارواح با خضوع و خشوع

کنند سجده تو را بس که نازنين بدني 

کنند ناز به اهل بهشت در صف حشر

به روي اهل جهنّم، اگر تو خنده زني 

چگونه وصف تو را گويم؟ اي خدا مرآت!

که باب فاطمه و پيشواي بوالحسني 

گهر به خود ز چه نازد؟ تو لعل لب بگشا

که دُر پراکني و رونق گهر شکني 

اگر چه «ميثم» آلوده ام، يقين دارم

که چون به حشر درآيم، تو دستگير مني



زبانحال حضرت زهرا(س):


ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم

واي من گر تو مدارا نکني با پدرم 

صبـر کـن سير ببينم رخ بابايم را

چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم 

قسمت اين بود که بالاي سرش بنشينم

چشم بگشايم و جان دادن او را نگرم 

وقت جان دادن خود گفت: مقدر اين است

دو مـه و نيم دگر فاطمه را هم ببرم 

اي پدر! مادر مظلومه من يار تو بود

من پس از رفتن تو جان علي را سپرم 

با تن خسته و بازوي کبود از مسجد

قول دادم که علي را به سوي خانه برم 

دست از دامن حيدر نکشم يک لحظه

گر بريزند همه اهل مدينه بـه سرم 

قسمت اين بود که بعد از تو بمانم بابا

تا که با دادن جان، جان علي را بخرم 

به فداي سر يک موي علي باد پدر

گـر ميـان در و ديـوار دهد جان، پسرم 

جگرت سوخت به هر بيت که گفتي «ميثم»

اجـر ايـن سـوختنت بـا احـدِ دادگرم


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:50 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

حکم بدوی دادگاه علي اكبر جوانفكر مدير عامل خبرگزاري جمهوري اسلامي(ايرنا) و مشاور رييس جمهور اعلام شد.

 
جوانفكر كه در حال حاضر مسئوليت سرپرستي موسسه ايران يدك مي كشد و رييس جمهوري نيز چندي پيش وي را به عنوان نماينده دولت در شوراي نظارت بر عملكرد صدا و سيما منصوب كرد، به اتهام توهين به مقام معظم رهبري به يكسال حبس و پنج سال محروميت از عضويت در احزاب ، گروهها، انجمن ها و فعاليت هاي رسانه اي و مطبوعاتي محكوم شد.
 
 
پیش از این نیز دادگاه کیفری استان تهران علی‌اکبر جوانفکر را به اتهام انتشار مطالب خلاف موازین اسلامی به تحمل یک سال حبس و سه سال محرومیت از هرگونه فعالیت مطبوعاتی محکوم کرد.
براساس این حکم ، جوانفکر به اتهام انتشار مطالب خلاف موازین اسلامی در ویژه ‌نامه ای با عنوان خاتون به 6 ماه حبس و در مورد اتهام انتشار مطالب و تصاویر خلاف عفت عمومی در این ویژه‌نامه به 6 ماه حبس محکوم شده است.
این حکم پس از اعتراض جوانفکر به دادگاه تجدید نظر رفته است.


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:33 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

خانواده شهید مصطفی احمدی روشن در پاسخ به پیام محبت و بصیرت آمیز مقام معظم رهبری در رابطه با شهادت این دانشمند جوان ایران اسلامی، طی نامه ای خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای، تاکید کردند: هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین­های اسلامی می­­پروراند.

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن در اختیار خبرگزاری فارس قرار گرفته، به شرح ذیل است:

من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا

محضر مبارک حضرت آیت­الله العظمی امام خامنه­ای (مدظلّه العالی)

سلام علیکم؛

سرخم می سلامت، شکند اگر سبویی

پیام سراسر شور، محبت و بصیرت افزای حضرت­عالی در رابطه با شهادت سرباز صراط مستقیم ولایت،دانشمند جوان ایران اسلامی، مصطفای شما موجب تسلّی خاطر و آرامش قلبی خانواده و بستگان گردید.

اعتقاد راسخ داریم شجره­ی طیبه­ی انقلاب اسلامی، این یادگار حضرت امام (ره)، بار دیگر با تأسی به مکتب سید­الشهداء علیه‌السلام، یکی از ثمرات جاودان خود را تقدیم اسلام عزیز کرد.

مصطفای شهیدمان که تنها افتخار خویش را حرکت در سایه‌سار ولایت، بدون وابستگی به هیچ جریان و گرایشی، و عمل به تکلیف خود در جبهه­های نبرد علمی می­دانست، بدست ایادی استکبار جهانی به سردمداری آمریکا و صهیونیسم بین­الملل به آرزوی دیرینه­ی خود، فوز عظیم شهادت نایل گردید؛ لکن این دشمنان زبون و یزیدیان زمان بدانند که با شهادت رساندن مصطفی، از حنجر این خانواده ندایی جز «ما رأیت الا جمیلا» و از حلقوم ملت شریف ایران جز فریاد «یا لثارات الحسین» نخواهد شنید.

دشمنان عنود داخلی و خارجی ملت سرافراز ایران اسلامی بدانند که هر قطره خون مصطفای عزیز، هزاران جوان غیور و شهادت طلب در اقصی نقاط سرزمین­های اسلامی می­­پروراند که آرامش را از اردوگاه استکبار و نظام سلطه خواهد ربود. «ما ننسخ من آیه او ننسها نأت بخیر منها او مثلها»

رهبرا ما پای بیعت­نامه خویش را با خون فرزندمان امضاء کرده­ایم و از شما مسئلت داریم در پیشگاه خداوند متعال و حضرت ولی­عصر (ارواحنا له الفداء) شهادت دهید که ما ذره­ای از پیمودن راه اعتلای مکتب اسلام عزیز کوتاه  نخواهیم آمد و در پایان عرضه می­داریم: «ربنا تقبل منا هذا القلیل»

خانواده شهید مصطفی احمدی‌روشن


شهید مصطفی احمدی روشن لحظاتی پس از شهادت


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:22 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

اگر براي حفظ جمهوريت اين نظام مجبور باشيم در جايي شبيه صفين یا کربلا، مقابل سرداران سپاه اسلام در بدر و احد و فرزندان آنها بايستيم، مي‌ايستيم. بشمارم براي‌تان مواردي را که شیعیان امیرالمؤمنین عليه السلام در کنار حضرتش مقابل سرداران بدر و احد شمشیر زدند؟

سردار سابق و ان‌شاء الله آینده سپاه اسلام

جناب آقای علایی
 
سلام علیکم
 
مقاله شما در روزنامه اطلاعات قرائت شد. به سبک امروز سرگشاده نوشته بودید، سرگشوده، پاسخ هایی را بشنوید؛ ان‌شاء الله که روشن شوید.
 
پرسش‌های‎تان را که گفته‌اید "احتمالاً پس از فرار شاه برایش مطرح شده" نیک می دانید. برای آگاهی دیگرانی که این نوشته را می خوانند، ناچارم پرسش های آلوده به هوس های نامشروع شما را که از جانب اعلیحضرت همایونی مطرح کرده اید، بیاورم.
 
پیش از آن که این نوشته را بخوانید، خیرخواهانه تقاضا می کنم کتاب "پاسخ به تاریخ" محمدرضا پهلوی را بخوانید تا ببینید که توهم با بنی آدم چه می کند.
 
1ـ اگر در واکنش به حضور مردم در مجالس ترحیم فرزند امام خمینی سعه صدر به خرج می دادم و با مقاله توهین آمیز که نویسنده آن داریوش همایون وزیر اطلاعاتم با اسم مستعار بود، مردم را تحریک نمی کردم، بهتر نبود؟

 
سردار سابق سپاه اسلام! مردمي که از محتوای آن نامه تحريک شدند، از جنس همان‎هايي بودند که 9 دي به‌خاطر توهين‌هاي مخاطبان شبکه‌هایی مانند تلویزیون ماهواره ای فرزند همان داريوش همايون به امام حسين عليه السلام و رهبر انقلاب به خيابان‎ها آمدند. آن مردمی که ما را به تحریک نکردن‎شان توصیه می‏کنید، بیشتر از آنچه فکرش را بکنید، در دنیا و بدتر از آن در دنياي مجازي خودشان غرق هستند و توان تحریک‎شان از وسع امثال من خارج است. برادر! منتظر تحریک شدن آدم های کم بخاری نشسته اید.
 
2ـ اگر پس از انتشار مقاله در روزنامه حکومتی، اجازه پاسخ به آن مقاله را در همان روزنامه می‌دادم، حکومتم دوام بیشتری نمی یافت؟
 
عزيز دل برادر! "دوام حکومت" در قاموس انقلاب اسلامی ما جايي ندارد. آنچه امام ما گفته "حفظ نظام" است. نظام "جمهوري" اسلامي... نه يک کلمه کمتر نه يک کلمه بيش‌تر. اگر براي حفظ جمهوريت اين نظام مجبور باشيم در جايي شبيه صفين یا کربلا، مقابل سرداران سپاه اسلام در بدر و احد و فرزندان آنها بايستيم، مي‌ايستيم. بشمارم براي‌تان مواردي را که شیعیان امیرالمؤمنین عليه السلام در کنار حضرتش مقابل سرداران بدر و احد شمشیر زدند؟ ‌وانگهی دوستی که به شما گفته که در دی‎ماه 56 کسی از نزدیکان و علاقه‌مندان امام داوطلب بوده که جواب توهین داریوش همایون به امام را در روزنامه اطلاعات بدهد، نشانی غلط داده. جواب آن مقاله همان خون هایی بود که سلطنت پهلوی را در خودش غرق کرد و فقط همان خون ها.
 
3ـ اگر به مردم معترض اجازه راهپیمایی مسالمت آمیز را می دادم و آنها را متهم به اردوکشی و زورآزمایی خیابانی نمی کردم، مسئله خاتمه نمی یافت؟
 
برادر! مسئله خاتمه یافتنی نیست. از ماجرای هابیل و قابیل تا قیام حضرتش، ماجرای حق‎خوری و حق‎خواهی بوده و هست و خواهد بود. ما را به سکوت در برابر خوردن حق‎مان توصیه نکن... اهلش نیستیم. راهپیمایی مسالمت آمیز برای چه؟ برای خوردن رأی مردم؟ برای لگدمال کردن جمهوریت نظام زیر گام های اشرافیت نوکیسه دوران سازندگی و اصلاحات؟! نه برادر ما اهلش نیستیم...
 
4ـ اگر به مأمورین دستور می دادم که به تظاهر کنندگان تیراندازی نکنند و هوشمندانه و با تدبیر آنها را آرام کنند، نتیجه بهتری نمی گرفتم؟ 
ما مأمور به تکليفيم نه مأمور به نتيجه بهتر. تکلیف را که انجام بدهیم، بهترین نتیجه خودش به دست می آید. اين را امام ما مي گفت. جمع کردن يک فتنه آن طوري، با آن تعداد کشته را مقايسه کنيد با روش‌هايي که دیکتاتورهای هوادار جنبش سبز در کشورهاي عربي براي گرفتن "نتيجه بهتر" به‌کار گرفتند. حمایت های حسنی مبارک از جنبش‌تان را که ان‌شاء الله یادتان نرفته؟ همان کشته ها هم البته هیزم آتشی شدند که دوستان شما در محافل اشرافی علیه رأی مردم افروخته بودند. خدا، بی‎گناهان و ناآگاهان‌شان را بیامرزد و لعنت کند کسانی را که پیراهن خون آلودشان را پرچم دنیاطلبی کرده اند. و البته درست است که هر کاری، هر چه هوشمندانه‌تر باشد، بهتر است و چه هوشمندی بهتر از این که آدم دوستان و دشمنانش را درست بشناسد و زیر پرچمی که نخست وزیر اسرائیل به دست گرفته، سینه نزند و هم‎زمان به سازی نرقصد که هیلاری کلینتون می زند.
 
5ـ آیا به‌جای حصر کردن بعضی از بزرگان در خانه‌های‎شان و تبعید تعدادی دیگر به سایر شهرهای دور دست و زندانی کردن فعالین سیاسی، باب گفت‌وگو و مراوده با آنها را باز می کردم، کار به فرار من از کشور می انجامید؟
 
سردار سابق! تاریخ را بد برای‎تان تعریف کرده اند؛ امام فعال سیاسی نبود، امام مرجع تقلید بود؛ آن هم از جنس مراجع تقلید یک لا قباي فارغ از دنيا و زخارفش. شاه نمی توانست با امام باب مراوده و گفت‎وگو را باز کند، نه این که نخواهد. سرنوشت مراجع تقلید اهل مراوده در اول انقلاب خاطرتان هست؟
 
6- اگر به‌جای اتهام زدن به مردم که خارجی ها عامل تحریک شما هستند، به شعور جمعی آنها توهین نمی کردم، حالا خودم مجبور بودم به خارجی ها پناه ببرم؟
 
خارجي‌ها عامل تحريک نبودند؟ به شما که نه در خانه و نه در محل کارتان ماهواره نداريد، حرجي نيست. از همان فعالین سیاسی! از همان مردم معترض! از همان مردم خداجو! بپرسید که در خیابان‎های تهران، افاضات شبانه چه کسانی را قرقره می فرمودند؟ بگویم برای‎تان از هم‌رأیی امروز بعضی ها با فرزند همان داریوش همایون وزیر اطلاعات شاه و فرزند محمد درخشش وزیر آموزش و پرورش شاه و فرزند خود شاه و رقصیدن‎شان به ساز آنها؟ بگویم برای‎تان از بر صدر نشستن نامه‎تان در سایت بالاترین که پر است از فحاشی های رکیک به سیدالشهدا و فاطمه زهرا سلام الله علیهما؟
 
7ـ آیا اگر به‎جای متهم کردن مخالفین خودم به اقدام علیه امنیت کشور، وجود مخالف را می پذیرفتم و حتی آن را قانونی تلقی می کردم و برای آنها حق قائل بودم، نمی توانستم بیشتر بر مسند قدرت باقی بمانم؟
 
"مسند قدرت"؟! زشت است شما هم از ادبيات بني‌اميه استفاده کنید سردار سابق! باقی ماندن بر مسند قدرت را امام یادمان نداده. در ضمن صرفاً جهت رفع ابهام به یادتان بیاورم که امام، "مخالف" محمدرضا نبود برادر! امام "برانداز" بود. جنمش را هم داشت که وقتي برانداز بود، بگويد برانداز است و پایش بايستد. یادتان هست خود حضرتش چند سال قبل از انقلاب به محمدرضا گفته بود کاري نکند که بدهد، بيرونش کنند. به نظرتان به کسی که این را می گوید، می شود گفت مخالف؟ "مخالف"نمايي و هم‌زمان تلاش برای براندازي را به امام و امتش نچسبان برادر! امام و امتش برانداز بودند و برانداختند چیزی را که بی‌بی‌سی و سی‌آی‌ای و موساد و پنتاگون و مقادیری آدم خوش خیال و معدودی آدم ناآگاه برای برپا کردن مجددش تلاش می کنند.
 
یک نکته را هم این آخر اضافه کنم. در مطلع مرقومه‌تان نوشته بودید که 19 دی سرآغاز قیام بود. خیر برادر! سرآغاز قیام 15 خرداد 42 بود که مردم به‌خاطر دستگیری مرجع‌شان کفن پوشیدند و خون دادند. اگر بناست برای براندازی جمهوری اسلامی امام خمینی شمارش‌گر معکوس کار بگذارید، داستان را از اولش تعریف کنید تا کسانی که قرار است با حساب و کتاب شما کاری بکنند، بفهمند چقدر باید خون بدهند و چقدر باید صبر و تلاش پیشه کنند تا چرخ تاریخ به عقب برگردد و ایران مانند ایران سال56 بشود جزیره ثبات شما و دوستان مهربان و خشونت ستیز آمریکایی‌تان


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 1:13 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

پاسخ به گل واژه های!!! عماد افروغ در هتک حرمت جایگاه ولایت فقیه در برنامه پارک ملت

       ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست!!!                          

                                  عرض خود می بری و زحمت ما می داری...

عماد افروغ در برنامه پارک ملت گل واژه‌هایی!!! را گفته است:

- "اگر قرار است جا پای امام علی(ع) بگذاریم باید مانند ایشان باشیم. ایشان در نامه ای به معاویه می گویند اگر خواسته باشم از تو سیاستمدارتر هستم اما چه کنم که دستم بسته است. اگر ما هم خواسته باشیم سیاست‌مان مانند حضرت علی(ع) باشد باید دستمان بسته باشد اما بعضی ها دستشان باز شده است. ....

- بخشی از مشکلات به مردم بر می گردد چون اعتماد بیشتر از حد می کنند و نظارت ندارند و بخشی هم به ناظران برمی گردد. ...

- کشور را فقط یک شخص و رهبر نمی تواند اداره کند، بلکه مسئولیت همه است. ...

- هرچه کشور به سمت نگاه صنفی برود خطرناک است. "

ایشان در این برنامه تلویحاً نظام جمهوری اسلامی را اموی یاد کرده است که اگر بخواهد علوی باشد بایستی سکوت کند! دستتان را ببندید تا ما هر غلطی خواستیم بکنیم؟!

رد پای خط دهی امریکایی انگلیسی که در سخنان سروش هم بود در میان کلمات افروغ هم دیده می‌شود. مانند ردپا و امضای پای ترور دانشمندان هسته‌ای که چسباندن بمب به خودرو بوده است این هم نشان و امضایی برای آنان است. نشان چراغ سبز و اعلام سرسپردگی به بیگانگان است که اگر قرار است در انتخابات بعدی هم اتفاقی بیفتد ما آماده هستیم!؟ پازل‌های اطلاعاتی یکی یکی تکمیل می‌شوند و از حساسیت انتخابات مجلس و خواب و  خیال دشمن برای آن حکایت می‌کنند.

سروش هم رهبری را دعوت به سکوت کرده بود. او هم از امام علی(ع) و سکوتش گفته بود. ولی چند تا نکته به این آقایان عرض کنم:

1-کی امام علی(ع) در زمان زعامتش سکوت کرد؟ کی خوارج و خواص بی بصیرت را تایید کرد؟ در نبرد نهروان؟ در جمل؟ در صفین؟

 

2- ما یک الگوی چهارده وجهی داریم، از امام حسین(ع) هم بگویید، در مقابل یزیدیان بایستی تنها روشنفکری نشان داد یا شمشیر هم لازم است؟!

 

3- ایشان، در کنار برخورد روشنگرانه در مقابل فتنه، آنقدر با آنها مدارا کرده است که اگر ولایتمداری امت از امامی که می‌فرمایید به تنهایی نمی‌تواند کشور را اداره کند نبود، تا الان سران فتنه و امثالشان را تکه تکه کرده بودیم!

 

4- در ضمن ایشان به تمام سفارشات معصومین(ع) گوش داده‌اند و فقط به یک سخن بسنده نکرده‌اند. مجلس شورای اسلامی،نهاد قانون‌گذاری و یاری گر ایشان برای  چارچوب نهادن برای حرکت نظام است،مجلس خبرگان رهبری یاری‌گر ایشان در هدایت جامعه و نقاد رفتار رهبری است، قوه مجریه که یاور رهبری در اجرای سیاست‌های کلی نظام اسلامی است، مجمع تشخیص مصلحت نظام که یاری گر رهبری در صدور احکامی از جمله احکام ثانویه و رافع مشکلات قوا است، دفتر ایشان که جمع کثیری از مشاوران در رسته ها و رشته‌های گوناگون حضور دارند، قوه قصاییه که یاری گر ایشان در رسیدگی به امور عدلیه است، همه و همه نشان از جامع بودن حکومتی دارد که جناب افروغ آنها را ندیده و محکوم به نگاه صنفی می‌کند و از حوزه علمیه مدد می‌خواهد در مقابل ولایت فقیه بایستند؟!


ولی قربان آقای مظلوممان بروم که اگر از او و راهی که به خاطر قرار گرفتن در آن، آیت و نشانه خدا می‌شناسیمش، اگر از اویی که تنهاترین روزگار است و دوستان به طمع دنیا به چه؟ نمی‌دانم تنهایش گذاشته‌اند، بخواهیم حمایت کنیم، سر و کله سر در آبشخوران VOA و BBC و رادیو فردا و دنیا پرستان و .... پیدا می‌شود که مقدس تراشی می‌کنید و بت‌سازی؟! آن وقت آنها شیطان پرستی نمی‌کنند! که هرچه بلندگوی شیطان بگوید می گویند لبیک  و صدا و سیما هم می‌شود جارچی و مبلغ آنان.

آقای شهیدی هم در برنامه پارک ملت دوشنبه می گوید از برنامه دیشب استقبال شد و روشنفکری بود و آزادی بیان و ... ولی ما آزادی بیان نداریم تا در تلویزیون جمهوری اسلامی از ولایت فقیه دفاع کنیم!؟

 

مناظره را یک طرفه برگزار می کنیم تنها به طرف ضدانقلاب با نمای موافق انقلاب تریبون می‌دهیم!

 

از صدا و سیما می‌خواهیم این رویه را اصلاح کرده به تراوشات ذهنی مجری تذکر و برای دفاع از حریم ولایت و پاسخ به گل واژه‌های افروغ هر چه سریع‌تر تریبونی را هم در همان برنامه کذایی پارک ملت به حزب الله بسپرد.

 

یاد حاج بخشی افتادم و شعارش:"ماشاالله حزب الله" خدا رحمتش کند و خدا دوستش داشت که امروز سیما را ندید


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 0:47 توسط مصطفی| |
طبقه بندی: اخبارعمومی 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
لوگوی دوستان